سامیار جونیسامیار جونی، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 12 روز سن داره

یکی یدونه مامان وبابا

یه استرس واقعی...

1393/1/21 19:51
نویسنده : مامان میترا
162 بازدید
اشتراک گذاری

سلام پسر جونی مامان 

تو که امروز مامان و کشتی پسر آخه از دیشب هیچ تکونی نخوردی تا صبج صبر کردم گفتم شاید جوجه کوچولوی من خوابش میاد اما صبحم تا ساعت 11 تکون نخوردی دیگه طاقت نیاوردم و زنگ زدم به بابا امیر تا بیاد ببرتمون بیمارستان 

بابایی یه ربعه خودش ورسوند و رفتیم قلبتو چک کردن گفتن خوبه اما باید یه سونو و نوار قلب شما انجام بشه خیلی ترسیده بودم به بابایی میگفتم حتما یه چیزی شده که باید اینکارارو انجام بدم 

بعد از خوردن یه آبمیوه سونو انجام شد شیطونک منمبیدار شدو دکتر سونو کلی خندید آخه لگد بارونش کردی گل پسری نوار قلبتم انجام شد وخدارو شکر مشکلی نبود دکتر گفت پسری امروز تنبل شده خیلی مواظبش باشو حرکاتاشو کنترل کن به خیر گذشت نفس مامان

فندق مامان بازم که وزنت یه کوچولو پایینه من از دست تو چیکار کنم زودتر بزرگ شو جون مامان فقط4،5هفته وقت داریم 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)