جابه جایی!!!
سلام عزیز مامان بعد از چند روز سخت امروز تونستم تا بیامو برات بنویسم پنج شنبه هفته گدشته من ومامان جون با هم رفتیم دکتر و شما رو چکاپ کردیم ،جوجه کوچولو مامان همه چیز عالی بود ... از اینطرفم بابا امیر و بابایی زنگ زده بودن حمل بار تا اسباب کشی انجام بگیره خلاصه بگم نفسم اوضاعی داشتیم ،دکتر شما و سرما خوردگی بابا امیر و امتحانشو واسباب کشی همه دست به دست هم داده بودن تا یه کوچولو مارو ناراحت کنند اما خدارو شکر همه چیز تموم شد ومن وتو الان تو خونه جدید داریم کلی حال میکنیم بابا امیرم الان زنگ زدو خالتو پرسید و قول داد که زود بیاد وشب بریم خرید برا شما فسقلی ...
نویسنده :
مامان میترا
11:20



