خبر خبر!!
وای خدای من این چه حالی که من دارم چیزی درون من !!!حاصل یک عشق !!
92/6/31 روز تولد بابا امیر
بود از صبح خونه مامان جون مونده بودم ساعت 3/30 برگشتم خونه تو راه برای بابایی گل خریدم
به حال خودم شک داشتم یه تست خریدم و دیدم بله خط دومم کمرنگ شد مامانی تمام بدنم میلرزید حتی نمیتونستم گریه کنم
بابایی همون لجظه رسید خونه وقتی منو تو اون خال دید کم مونده بود سکته کنه آخه نفسم قرار نبود به این زودی بیای برا همین مامانت گیج بود
خلاصه بابا امیر وفتی تست و تو دست من دید همه ماجرا رو فهمید وکلی خوشحال شد برای داشتن تو اینجوری بود
.gif)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خبر خبر!! 
